الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

592

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

آنها گفته مىشود كه به ضرس قاطع سخن مىگويند يعنى سخنانشان روى مبنا و مطابق اصول صحيح است . در توصيف سوّم مىفرمايد : « او همانند تندبادى كه گياهان درهم شكسته را بىهدف به هر سو پراكنده مىكند ، روايات پيامبر ( ص ) را در هم مىريزد ! ( تا به گمان خويش از آن نتيجه‌اى به دست آورد ) » ( يذرو « 1 » الرّوايات ذرو الرّيح الهشيم « 2 » ) . اشاره به اين كه او در ظاهر براى بسيارى از مطالب ، روايت و سنّت پيامبر را مىخواند ، امّا چه فايده كه به هيچ وجه قدرت تحليل آن را ندارد ! نه از مفاد آن آگاه است و نه از چگونگى قوّت و ضعف سند ، نه راه جمع بين روايات متعارضه را مىداند و نه روايات محكم را از متشابه مىشناسد . درست همانند تندباد كه گياهان خشكيده را بىهدف به هر سو مىبرد كه از آنها هيچ حاصلى به دست نمىآيد . گياهان خشكيده ( هشيم ) فايدهء چندانى ندارند ، ولى اگر جمع شود ممكن است مختصر فايده‌اى از آن حاصل شود ، ولى تندباد چنان آنها را پراكنده مىكند كه آن مختصر فايده نيز از بين مىرود و چنين است حال آگاهان بىخردى كه به سراغ روايات مىروند و صحيح را از ضعيف و درست را از نادرست نمىشناسند . در چهارمين توصيف مىفرمايد : « به خدا سوگند ! اين نادان مغرور نه براى حل مسائلى كه بر او وارد مىشود قابل اعتماد است و نه براى مدحى كه مدّاحان چاپلوس در بارهء او سر مىدهند شايستگى دارد ! » ( لامليّ - و اللّه - باصدار « 3 » ما ورد عليه ، و لا

--> ( 1 ) « يذرو » از مادهء « ذرو » ( بر وزن ضرب ) به معنى پراكنده كردن است ( اين لغت به صورت ناقص واوى و ناقص يائى هر دو آمده است ) . ( 2 ) « هشيم » از مادهء « هشم » ( بر وزن پشم ) به معنى شكستن چيز خشكى است ، خواه تو خالى باشد يا تو پر . از اين جهات گياهان خشكيدهء درهم شكسته را « هشيم » مىگويند . ( 3 ) « اصدار » از مادهء « صدر » نقطهء مقابل ورود است . در اصل به معنى ورود و خروج از آبگاه است ، سپس به هر دخول و خروجى نسبت به امور مختلف ، ورود و صدور اطلاق شده است .